كسي به شدت در ميزد دم در رفتم يكي از همسايها بود صورتش از خوشي برق ميزد گفت : بيا بيرون قيامته تمام همسايهها دم در خونه مريم خانم جمع شدن آخه بلاخره بعد از 6 دختر پسر زائيد لبخند تلخي زدم گفت خوشحال نيستي گفتم چرا از خوشي ميخوام داد بزنم بلاخره چوپان گله به دنيا آمد يادته شوهرش ميگفت : تا اين گله (دخترها) چوپان نداسته باشند زنم بايد سالي يكبار بزاد براي محافظت شون. منكه براي هميشه نيستم ). خوشحالم كه چوپان به دنيا آمد حتي اگر دروغگو و شارلاتان باشه وبا قمه به جان گله بيفته مهم اينكه مريم خانم با فقر و سوء تغذيه شديد ديگه مجبور نيست سالي يكبار حامله بشه جنسش جور شد و چوپان و محافظ برتر و قويتر براي محافظت جنس ضعيف و بي عرضه به دنيا آمد اينگونه نگرش ظالمانه در مورد زنان نه ناشي از جهل همسايه كه برگرفته از كهنترين صفحات تاريخ است زماني كه طبقات بوجود آمد و دوران مادرسالاري به پايان رسيد .
سازمان بهداشت جهاني تبعيض و خشونت را در مورد زنان از زمان تعيين جنسيت نوزاد قبل از بدنيا آمدن و آرزوي در نطفه خفه كردن نوزادان دختر ميداند و در سال 1996 موارد خشونت را اينگونه بر ميشمارد:
1- بيش از تولد با تعيين جنسيت نوزاد
2-در كودكي كشتن نوزاد دختر و ختنه دستگاه تناسلي زنان سوء استفاده جنسي جسمي و رواني از كودكان
3- دوران بلوغ و جواني: خشونت هنگام ابراز عشق رابطه اجباري ( از نظر اقتصادي) و زناي با محارم
4- سال خوردگي خودكشي ( اجباري ) زنان يا قتل بيوه زنان بنا به دلايل اقتصادي و سوء استفاده جنسي و رواني و همچنين دركنوانسيون رفع خشونت عليه زنان در سال 1993خشونت اينگونه تعريف شده :
هرگونه عمل خشونت آميزجنسي است كه سبب بروز يا سبب احتمالي بروز اسيبهاي رواني، جسماني و رنج و آزار زنان از جمله تهديد به انجام چنين اعمالي محروميتهاي اجباري يا اختياري در شرايط خاصي از زندگي عمومي يا خصوصي كه شامل 5 مرحله :
1- خشونت جنسي مانند كتك شكنجه زنداني كردن در خانه وقتل
2-خشونت جنسي كه از لمس بدن بدون رضايت زن شروع و گاهي تا مرحله تجاوز جنسي توسط شوهر و تمكين از او يا رابطه با ديگر محارم در حلقه خويشاوندي ميرسد.
3- آزار جنسي در محيط كار جامعه و غيره ...
4- خشونت رواني كه شرافت و كرامت انساني زن را خدشهدار ميكند: توهين، تحقير، فحاشي، تهديد به طلاق و ازدواج مجدد و گرفتن بچه ها از او
5- خشونت مالي وابستگي زنان به مردان و كنترل كامل بر امور مالي اوكه حاصل همه اينها صدمات جسمي و رواني شكستگي و پارگي اعضاء حاملگيها و سقط جنين ناخواسته بيماريهاي جنسي و صدمات رواني چون گوشهگيري افسردگي عدم اعتماد به نفس تن فروشي از كار افتادگي پناه بردن به مواد مخدر و داروهاي روانگردان بيخانماني الكل فالگيري جنون و خودكشي در زنان است.
دلايلي چون فقر بيكاري اعتياد مشروب و بدمستي عوامل زنتيكي و... را عامل اين مسئله ميدانند و اينكه مرد از زور ناچاري مجبور به اذيت و آزار زن و كودكان خود ميشود اما اين مقوله از نتايج مخرب فرهنگ مرد سالاري است فرهنگي كه حاصل غلط و نادرست مناسبات اجتماعي اقتصادي است ارمغان شوم جامعه طبقاتي است .
از زماني كه دولتها بوجود آمدند اولين اقدام مردان تعريف زن از طريق جنسيت اوبودو به عنوان جنس دوم و ضعيف تنگنايش قرار دادند بدون توجه به علايق و خواستههاي فردي او و بستن دست و پايش در يكسري مناسبات، روابط باورها و سنن غلط.و زير سلطه اين باورهاست كه درجه پذيرش جامعه نسبت به خشونت عليه زنان در حد بالايي مانع از آن شده كه زن را انساني برابر مرد ببينند .
به كمك قوانين ازدواج زن به تملك كامل مرد در ميآيد و مرد ميتواند هر لحظه قرباني خود را انتخاب كند هر مرد زني را پايبند بخود دارد كه هركاري ميتواند با او بكند جز كشتنش و حتي اگر هم او را بكشد مجازات زيادي در انتظارش نيست چون اين مسايل حريم خصوصي است و قانون زياد مايل به دخالت در امور خصوصي و خانوادگي نيست؟!!. زنان قربانياند. از با كرهگاني كه قرباني بارگاه خدايان خود ساختهاند و دختركاني كه شب زفاف بايد همبستر رئيس قبيله شوند تا زنانيكه در حريم خصوصي خانه كتك ميخورند شكنجه و زنداني ميشوند و به قتل ميرسند خشونت عليه زنان از رايج ترين جرايم و عريانترين جلوه هاي مرد سالاري است از گذشته تا امروز كه نژاد، طبقه، رنگ، سن، مليت و مرز نميشناسد بطور مثال :
در امريكا مهد دمكراسي هر سيثانيه يك زن از طرف شوهر يا دوست پسرش مورد خشونت واقع ميشود يعني 4000000 نفر در سال سانتياگو شيلي 63 در صد در سال اسپانيا دو ميليون در سال جاري كه 32 در صد در اثر خشونت خانگي كشته شدند.
در ايران لب فرو بستن قربانيان آمار درستي در دست نيست اما خانم شهلا طاهري در سال 1379 آماري از تمام صفحات روزنامه ايران ارائه ميدهد. 9000 زن كتك خورده و شكنجه شده توسط شوهر 12 مورد رها كردن دختران در خيابان 41 فقره قتل و زنداني كردن در خانه.
نابرابري تاريخي در مناسبات غير عادلانه قدرت بين زن و مرد است. كه زن را جنس دوم، ضعيف، حقير، ترسو بيكفايت، كتك خور بي اراده بدون استقلال اقتصادي و اجتماعي و نفقه خور مرد ميداند كه بدون اتكاء به او ناموسش هميشه در خطر است. اين نگاه مرد به زن در جامعه مردسالاري در سرتاسر دنياست. واين نگرش ظالمانه تا آنجا پيش ميرود كه در خيلي جاها با كشتن دختران و زنان حق ادامه حيات را از او ميگيرند.زن همه جا مورد اذيت وازار قرار ميگيره از محيط كار گرفته تا معابر عمومي و ... حق حرفزدن، ارايش نحوه انتخاب لباس كار تفريح و همه چيز او منوط به رضابت همسر پدر يا برادره وقتي به خاطر دوست داشتن واصرار به حق انتخاب همسر شكنجه يا كشته ميشودوزمانيكه سرگردان در مطب دكتروحشت زده و نگران برگه اثبات با كره گيش را با شرم نشان چندين چشم غضب الود وازحدقه در اومده ارايه ميدهدوكسي به حرفها وشخصيت ووجودش بها نميدهد .
اما اينكه مردان از سر ناچاري به جان زنان ميافتند و بيرحمانه لت و پارشان ميكنند نه جنبه ژنتيك دارد و نه فقط مربوط به فقر و بيكاري مستي و اعتياد است بلكه ريشه در قانون توحش و جنگل دارد قانوني كه در آن ضعيف به دست قويتر از خود از بين ميرود تناقضات كشمكش ونابرابريهاي درون جامعه هر شخصي را وادار به كنش مقابل ميكند اما بخشي از مردان جامعه ما يعني سالار مردان عاجز از حل معضلات و تضادها وقتي بي ارادگي و عدم توانمندي خود را در برخورد متقابل با قدرت بالاتر ميبينند و جرأت بازي با دم شير را ندارند با توسل به قانون جنگل چون زن و بچه را در تملك كامل خود ميبيند.
تلافي تمام حقارتها و خود كم بينيهايش را در برخورد با قدرت مافوق و برتر و تمامي دردهاي بي درمانش را بر سر زن و فرزند يعني ضعيفتر از خود در مياورد. چرا اگر بيكار شده زهرش را بجان كار فرما نميريزد. اگر معتاد است چرا چاقويش را در شكم قاچاقچي مواد فرو نميكند و اگر مست است چرا چند نفر عابر را به باد كتك نميگيرد اين چه جنوني است كه تنها در مورد زنان و كودكان از مرد سر ميزند. غير از قانون جنگل چه ميتواند باشد؟ قانوني كه وحشيانه و مخرب است و دود آن به چشم جامعه انساني ميرود.
خشونت بخشي از بي عدالتي است و اين انسان است كه قرباني خشونت و نابرابري ميشود كه در اين ميان زنان و كودكان نيز به مثابه آسيب پذيرترين قربانين خشونت تاوان سنگيني ميپردازند. تنها راه رهايي آگاه كردن زنان و مردان و توانمند سازيشان در مبارزات برابري طلبانه زن و مرد و حفظ حق و حقوق و كرامت انسانيشان است و اينكه زنان را بخش عظيمي از جامعه انساني بدانند با حقوق برابر مردان در تمام عرصهها نه نيمه مرد و طفيلي جامعه انساني.
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 8:14 بعد از ظهر توسط پروین
|